تبلیغات
بیاتو - داستان جالب (نشان شخصیت)
بیاتو
ببخش تابخشیده شی
جمعه 19 مهر 1392 :: نویسنده : آبی تراز دریا

مردی نابینا زیر درختی نشسته بود!
پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟»
پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت:آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟‌
سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌ احمق،‌راهی که به پایتخت می رود کدامست؟
هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد.
مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید:‌برای چه می خندی؟
نابینا پاسخ داد:اولین مردی که از من سووال کرد، پادشاه بود.
مرد دوم نخست وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.
مرد با تعجب از نابینا پرسید:چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟
نابینا پاسخ داد: «‌رفتار آنها … پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد… ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد. او باید با سختی و مشکلات فراوان زندگی کرده باشد.»



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:31 ب.ظ
Superb site you have here but I was wanting to know if you knew of any community forums that
cover the same topics discussed here? I'd really love to be a part of group where I can get suggestions from other experienced people that share
the same interest. If you have any recommendations, please let me know.

Many thanks!
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:17 ب.ظ
I know this web site offers quality based posts
and extra material, is there any other website which presents these kinds
of data in quality?
جمعه 13 مرداد 1396 06:10 ق.ظ
Hello there I am so happy I found your blog page, I really found you
by mistake, while I was searching on Google for something else,
Anyhow I am here now and would just like to say thanks for a tremendous post and a all
round entertaining blog (I also love the theme/design), I don't have time
to browse it all at the moment but I have saved it and also added your RSS feeds,
so when I have time I will be back to read more,
Please do keep up the excellent job.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:49 ق.ظ
Hello there! I just want to offer you a big thumbs up for the great information you have got right here on this post.
I'll be returning to your website for more soon.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

روزگارا که چنین سخت به من میگیری :باخبر باس که پزمردن من آیان نیست.
گرچه دلگیرتراز دیروزم .گرچه فردا غم انگیز مرا میخواند.
لیک خبر دارم دلخوشی هایم کم نیس.
زندگی باید کرد...........
خداوند به موسی گفت:از دو موقعیت خنده ام میگیرد
وقتی من بخواهم کاری انجام بدم تلاش بیهوده ی دیگران را میبینم تا جلوی ان را بگیرن
و
وقتی من نخواهم کاری انجام بشه جمعی را میبینم که برای انجام اون به اب واتش میزنند.
روی ماه خدا را ببوس
مدیر وبلاگ : آبی تراز دریا
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
اگر2نفر لب پرتگاه باشن کدومو نجات میدی؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

تودریایی-اكادمی موسیقی گوگوش

كداهنگ برای وبلاگ

کــد کــَج شــُدَنِ تَصــآویر

کدهــآے مهســـآیے

چشمگیر